آموزه هایی از برنامه ریزی شغلی

آموزه هایی از برنامه ریزی شغلی




بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز می‌شود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما می‌بایست از مهارتها، استعدادها، توانایی‌ها، امکانات و ویژگی‌های منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخه‌ای است که فرد را به سمت یک شغل رضایت‌بخش هدایت می‌کند. شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامه‌ریزی شغلی است.

مقدمه
بسیاری از افراد تصمیم‌های شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ می‌کنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.
بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز می‌شود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما می‌بایست از مهارتها، استعدادها، توانایی‌ها، امکانات و ویژگی‌های منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخه‌ای است که فرد را به سمت یک شغل رضایت‌بخش هدایت می‌کند. شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامه‌ریزی شغلی است.

انواع مهارتها

مهارتها را می‌توان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی ، مهارتهای اکتسابی و مهارتهای قابل انتقال. مهارتهای فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح می‌کند و فرد را قادر می‌سازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن. مهارتهای اکتسابی ریشه در ویژگی‌های شخصی یک فرد مانند انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، قدرت تصمیم‌گیری و بهینه سازی دارد. مهارتهای قابل انتقال مهم ترین نوع مهارتها در توسعه مسیر شغلی است. این مهارتها را می‌توان از حرفه‌ای به حرفه دیگر و از یک حوزه صنعت به حوزه دیگر منتقل کرد. شناخت مهارتهای قابل انتقال اولین قدم در خودآگاهی و برنامه‌ریزی شغلی است. این مهارتها در هفت مقوله جای می‌گیرند:

• ارتباطات: نگارش، گفت وگو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازی، مدیریت، تبلیغ و بیان احساسات

• خلاقیت: تجسم، ذهنی سازی، ابداع، ایجاد، بداهه پردازی، تعبیر و تفسیر و استفاده از توانایی‌های هنری

• تحقیق: جمع آوری، ارزیابی و طبقه بندی اطلاعات

• تشریح: استفاده از تحلیل‌های منطقی، توسعه چارچوب‌های کاری، تشخیص ضعف‌ها و شناخت شباهتها

• حل مسائل: تعریف یک مسئله، ارزیابی گزینه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود یک موقعیت

• سازماندهی: از طریق دنبال کردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئیات، بایگانی، جستجو و طبقه‌بندی

• ترکیب: تلفیق قطعات اطلاعات در یک کل به هم پیوسته، بررسی اطلاعات و بیان آنها در یک شکل واضح آگاهی از مهارتهای قابل انتقال کمک می‌کند، دریابید چه توانایی‌های ویژه‌ای دارید و ضمناً امکانی برای واضح سازی آن توانایی‌ها به شما می‌دهد.

تشخیص مهارتهای قابل انتقال
منبع مهارتهای قابل انتقال اغلب در زندگی روزانه وجود دارد. در تجربیات زندگی، کارهایی که در هر دوره زندگی انجام داده‌اید و از انجام آن لذت برده‌اید، اعتقاد داشته‌اید که به خوبی از عهده آن برآمده‌اید و باعث غرور و خوشحالی شما شده است. این مهارتها باید خیلی زود در زندگی آشکار شود تا محملی باشد برای معرفی فرد.

مهارتهای قابل انتقال عموماً در موفقیتها و تجربیات مثبت زندگی پیدا می‌شوند. خاطراتتان را مرور کنید و درباره مواقعی که برایتان خیلی ارزشمند بوده، بنویسید چون از طریق نوشتن درک جامع تری از خودتان خواهید داشت. تمرین دو مرحله‌ای زیر کمک می‌کند که مهارتهای قابل انتقال را بشناسید:

• موفقیت‌های خود را فراخوانی کنید. یک سفر در خاطراتتان (از کودکی تا زمان حاضر) داشته باشید. تا جایی که می‌توانید تجربیاتی را که به شما احساس رضایت می‌دهد به یاد بیاورید. سعی کنید تجربیات را در زمان‌های مختلف زندگی مرور کنید.

این تجربیات رضایت‌بخش می‌تواند طیفی از مسائل مانند کمک به برادر یا خواهرتان در یادگیری خواندن، ساختن یک اسباب بازی مکانیکی، توسعه یک سیستم تجهیزاتی تا سازماندهی یک رخداد سیاسی را در بر گیرد. این طیف باید شامل کارهایی باشد که شما انجام داده‌اید نه رویدادهایی که برایتان اتفاق افتاده است. اصل لذت یا رضایت بسیار مهم است. ممکن است این قضیه برای بقیه دنیا اهمیتی نداشته باشد، اما در چشمان شما باید ارزشمند جلوه کند و یک رخداد حیاتی و معنادار در زندگیتان قلمداد شود.

• خاطراتتان را تحلیل کنید. همان طوری که رویدادهای رضایت‌بخش زندگی را به خاطر می‌آورید، جزئیات آن را مشخص نمایید. به موقعیت‌ها، موضوعات، افراد درگیر و نقشی که بازی کرده‌اند، توجه داشته باشید. جمع آوری جزئیات را کامل کنید تا جایی که می‌توانید درباره فعالیتی که خودتان در این فرآیند انجام داده‌اید و نحوه انجام آن را بنویسید: چگونه کار را سازماندهی کرده‌اید، دیگران را متقاعد کرده‌اید، مسائل را حل کرده‌اید و غیره.

این تمرین کمک خواهد کرد که مهارتهایتان را با بررسی تجربیات واقعی در زندگی مشخص کنید. بخش عمده‌ای از امور پنهان در تجربیات (چیزی بیش از آنچه که از خودتان انتظار دارید یا قادر به درکش هستید) مهارتها و استعدادهای شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آیا درباره مردم بود و یا در مورد مفاهیم کلی، هنر، علوم یا پزشکی؟ از چه قابلیتهایی استفاده کردید؟ نگارش، آموزش، تحقیق، طراحی و یا اقناع؟ چه وضعیتی به طور مکرر رخ داد؟ حل مسئله، نیازهایی که باید برآورده می‌شد و یا یک وضعیت بحرانی؟ چه چیز باعث دستیابی شد؟ چه نیازی آشکار شد؟ سازماندهی اهداف، نیاز برای کمک رسانی، نیاز برای کامل کردن یک فعالیت خاص؟ شرایط انجام کار چگونه بود؟ آیا مجبور به رعایت ضرب‌الاجل‌های تعیین شده بودید و یا آزاد و مستقل کار می‌کردید و فرصت کافی برای آموختن و تجربه‌اندوزی نیز داشتید؟

وقتی که شما محدوده وسیعی از تجربیات را مرور می‌کنید به رخدادهای کوچکی که در پس این محدوده قرار می‌گیرد، دقت کنید. آنها علایمی برای راهیابی به معانی عمیق‌تر هستند. به فعالیتهایی که در زندگی روزانه به شما انرژی می‌دهد و نشانی از استعدادهایتان است، توجه کنید: گلکاری در باغ، فعالیتهای مالی، خواندن نقشه‌ های پیچیده و یا تمرکز نمودن روی یک مورد کاری خاص.

استعدادها ممکن است به قدری طبیعی در شما پدیدار شوند که آنها را بی‌اهمیت تلقی کنید. اما این ویژگی‌ها شما را از دیگران جدا می‌کنند و دارایی ارزشمندی هستند. به همین لحاظ مهم‌ترین کارکرد پاداش این است که به عنوان یک محرک عمل می‌کند و مجالی به بروز استعدادها می‌دهد.

دانستن این که در بسیاری از فعالیتها خوب هستید به شما شاهدی از مجموع مهارتها ارائه می‌دهد و به اصولی که در زندگی اجرا می‌کنید، تأکید می‌نماید. به عنوان مثال مهارتهای شما مربوط به کدام یک از امور ذیل است: مدیریت، رهبری، تحقیق، طراحی و برنامه‌ریزی، ارتباطات میان فردی و یا تحلیل مسائل؟

بعد از انجام این تمرین شما باید درک بهتری از مهارتهای قابل انتقال یا به عبارتی مهارتهای شخصی و میزان مهارتها داشته باشید.

موجودی مهارتها
موجودی مهارتها میزان دارایی شما از مهارتها و روشهای ترجیحی فعالیتهاست. همچنین مجموعه منحصر به فردی از استعدادهاست. این موجودی عامل ثبات حرفه‌ای شما در دنیای کار است. شناخت این مهارتها باعث امنیت می‌شود. چون آنها وسایل و امکاناتی نیست که در اختیار دارید، بلکه موجودیت شماست. توانایی و قابلیتی است که شما از یک موقعیت به موقعیت دیگر و از یک شغل به شغل دیگر منتقل می‌کنید.

روی عناوین شغلی تأکید نکنید
عناوین شغلی فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهی می‌شوند. شرکتها هنوز این عناوین را خیلی جدی می‌گیرند. آنها مشخصه‌ای هستند که شغل‌ها را توصیف می‌کنند. این مهارتهای مورد نیاز حرفه‌ها را توصیف نمی کنند. عناوین شغلی در رشته‌های مختلف معانی متفاوت دارند. بنابراین بسیار مهم است که دریابیم هر عنوان شغلی چه معنایی می‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهای قابل انتقال مرتبط می‌شود. به عنوان مثال یک مدیر پروژه در صنایع شیمیایی با یک مدیر پروژه در شرکت بازرگانی متفاوت عمل می‌کند.

در مواجهه با عناوین شغلی باید چند سئوال اساسی را مطرح نمایید. به عنوان نمونه به این موارد توجه کنید: وقتی این عناوین شغلی بر عهده ما گذاشته می‌شود، دقیقاً می‌بایست چه اقدامی انجام دهیم؟ آیا پیدا کردن راهکارها بر عهده ماست یا سازماندهی و تحلیل؟

روش کار را با مهارتها ربط دهید
گاهی اوقات درک این نکته که چگونه مسئولیت را کامل کنید از خود آن مسئولیت مهم‌تر است. روش شما در به نتیجه رساندن فعالیت‌ها چیست؟ آیا فرآیندمدار هستید و کنجکاوید که ببینید چگونه اجزاء و مراحل یک فعالیت به هم مرتبط می‌شوند یا هدف مدار هستید و روی خروجی بیشتر تأکید دارید تا فرآیند؟ آیا شما در چارچوب فرجه‌های زمانی کار می‌کنید یا جلوتر از زمان حرکت می‌کنید؟ آیا پروژه‌ها را مانند یک اکتشاف در نظر می‌گیرید یا برنامه زمان‌بندی شده دارید؟ آیا دوست دارید به تنهایی کار کنید و یا ترجیح می‌دهید در تعامل با دیگران باشید؟

هنگامی که مهارتهایتان را با روش‌های مورد علاقه انجام کار ترکیب می‌کنید، امکاناتی دارید که شما را به سوی یک فعالیت کامل‌تر هدایت می‌نماید. در واقع اگر حرفه‌ای را که به آن علاقه دارید، پیشه خود سازید و آن را با روش کاری مورد نظرتان هماهنگ سازید، احساس متعالی بودن خواهید کرد.

مهارتهایتان را در سطح مطلوب نگه دارید
هدف شما می‌بایست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانایی کاری در سطحی انعطاف‌پذیر باشد. اگر می‌خواهید انتقال شغلی داشته باشید و یا در حوزه‌ای که هستید پیشرفت کنید، مشخص کردن شکافها در مهارتها و معلومات یک قدم اساسی است. بالا بردن توانایی کاری به معنای بارور ساختن قابلیت‌ها و درک این نکته است که کجا می‌توان این شکاف‌ها را از بین برد. در این میان توسعه مهارتهای چندگانه نیز ضروری است.

اگر شما بتوانید از مرزهای قراردادی بگذرید و بین وظایف کاری روزمره و پروژه‌های خاص هماهنگی و توازن ایجاد نمایید، پس می‌توانید پیشرفت کنید. آموزش مستمر بدین معناست که خودتان را مطابق با تکنولوژی‌ ها، صنایع و ساختارهای کاری جدید روزآمد نگه دارید و از رویه‌های بازار و تغییرات نیازهای کاری مطلع شوید.

تعریف موفقیت

موفقیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. برای برخی از افراد به دست آوردن قدرت مالی و برای برخی صرف وقت برای خانواده و یا داشتن یک شغل مستقل و مکفی موفقیت محسوب می‌شود. اما یک نکته بین همگان مشترک است و آن این که استفاده از استعدادها و توانایی‌ها و ابراز وجود، یکی از راضی کننده ترین تلاش‌های انسانی است. در این میان کار یک چرخه طبیعی برای ابراز وجود است.

 برنامه‌ریزی شغلی job programming

برنامه‌ریزی شغلی

برنامه‌ریزی شغلی

برنامه‌ریزی شغلی

 job programming

وقتی درمورد برنامه ریزی شغلی فکر می کنید، چه چیز به ذهنتان می رسد؟ افراد زیادی نمی دانند که برنامه ریزی شغلی چه مفهومی دارد. ما برنامه ریزی شغلی را اینطور معنی می کنیم: "هدفی که در یک زمینه یا شغل خاص فرد آرزوی رسیدن به آن را دارد و برای دست یافتن به آن برنامه و طرح فکر شده ای دارد."

چرا باید هدف شغلی داشته باشیم؟

هدف شغلی به شما کمک می کند تمرکز داشته باشید و تصمیم بگیرید که در زندگی چه میخواهید بکنید. این هدف شما را هدایت می کند، به شما انگیزه می دهد، و به شما کمک می کند به آنچه که می خواهید برسید. هدف شغلی می تواند یک شغل خاص باشد—مثلاً کارمند یا معلم—یا می تواند زمینه خاصی باشد که دوست دارید در آن فعالیت کرده و کار کنید مثلاً آموزش یا حمل و نقل.

هدف شغلی به شما کمک میکند استعدادها و توانایی های خود را کشف کنید و به مهارت هایی در خودتان پی ببرید که فکرش را هم نمی کردید. در هر شغلی که انتخاب می کنید، امکانات مختلفی وجود دارد. هدف شغلی در راه رسیدن به چیزی که از زندگی می خواهید شما را راهنمایی و هدایت می کند.

وقتی یک شغل را انتخاب کردید، باید خیلی خوب درمورد قدم هایی که می توانید در مسیر رسیدن به هدفتان بردارید، فکر کنید.

آینده غیرقابل پیش بینی است. اما با این وجود باز هم میتوانید در زندگی کاری خود هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید.

انتظارات/نومیدی ها

در کنار هر هدفی، یک نتیجه مطلوب پیش بینی میشود. ما این را توقع یا انتظار مینامیم. انتظارات ما به ما انگیزه می دهد. وقتی بفهمیم هدفمان چیست، احساس لذت و رضایت می کنیم.

همه ما انتظارات و نومیدی هایی داریم. در روند فکر کردن درمورد اهدافمان، باید برای ناامید شدن و شکست خوردن هم آماده شویم.

برنامه ریزی شغلی یک برنامه ریزی برای هدف است که در آن ما برای رسیدن به اهداف خاص کاری برنامه ریزی می کنیم. اما تنها برنامه ریزی شغلی که شما به آن نیاز دارید، برنامه ریزی است که به درد شما و نیازهایتان بخورد.

در برنامه ریزی شغلی ما به دنبال اطلاعات هستیم و به وسیله آن اطلاعات، هدف سازی می کنیم و بعد قدم ها و مراحل لازم برای رسیدن به آن هدف را طرح ریزی میکنیم.

دنیایی که در آن زندگی می کنیم، به طرق مختلف کار می کند. هرچقدر بیشتر درمورد عملکرد آن بدانیم، بهتر می توانیم به اهدافمان برسیم.

برای ایجاد حس رقابت باید تا می توانیم قابل انعطاف باشیم و تا می توانیم مهارت هایمان را توسعه دهیم. اینها از جمله کارهایی است که می توانید انجام دهید: به مدرسه بروید، در سمینارها یا کارگاه های آموزشی شرکت کنید، مجلات و روزنامه های روز را مطالعه کنید، و با افرادیکه در این زمینه اطلاعات دارند صحبت کنید.

وقتی درمورد آموزش یا مهارت حرف می زنیم، منظور فقط چیزهایی مثل سازماندهی یا مدیریت زمان نیست، گرچه اینها نیز خود مسائل بسیار مهمی هستند. اما کنترل استرس، حل مشکل، خطر کردن، و غلبه بر دفع الوقت، به همان اندازه برای رسیدن به هدف مهم هستند.

چرا برنامه ریزی شغلی اهمیت دارد؟

فرض کنیم شما یک زمینه کاری را انتخاب می کنید. برنامه ریزی این نیست که فقط در یک برهه از زمان برای آن کار طرح ریزی کنید، این یک روند مداوم است؛ درواقع، می توانید آنرا یک روند دائم العمر بدانید. ما همیشه در حال رشد و یادگیری هستیم و به این طریق، علایق و نیازهای ما نیز تغییر می کنند. برنامه ریزی شغلی فقط برنامه ریختن برای به دست آوردن شغل دلخواهتان نیست، اینکار به شما کمک می کند در طول زندگی و در مسیر این آموختن ها، تغییر و تعدیل های لازم در زندگیتان را ایجاد کنید.

در برنامه ریزی شغلی شما همه مراحل لازم برای رسیدن به اهدافتان را پیشبینی کرده و محاسبه می کنید. در این روند، همیشه در حال انتخاب کردن هستید. وقتی چیزی را به چیز دیگری ترجیح می دهید و آنرا جایگزین می کنید، به آن ارزش و بهای فرصت گفته می شود. افرادیکه زندگی شغلی موفقی دارند می دانند بازی کار را چطور باید بازی کنند. همانطو که می بینید، برنامه ریزی شلی چیزی فراتر از این است که فقط به فرصت های شغلی مختلف نگاهی بیندازید و سخت کار کنید.

روند برنامه ریزی شغلی را می توان به 6 مرحله تقسیم کرد:

1. ارزیابی خود
2. کشف شغل خود
3. هدف یابی
4. آمادگی شغلی
5. عرضه کردن خود به بازار
6. مدیریت شغلی

برنامه ریزی شغلی یک روند است و همیشه به صورت چرخه ای در حال حرکت است. وقتی می خواهید در زندگی شغلی خود تغییر ایجاد کنید، این روند ممکن است بارها و بارها تکرار شود.

در برنامه ریزی شغلی، باید سعی کنید افرادی را پیدا کنید که می توانند مربی و مرشد شما باشند و به شما در این مسیر کمک کنند. برنامه ریزی شغلی، هیچ تفاوتی با هدف یابی ها و برنامه ریزی های دیگر ندارد. تفاوت آن در این است که شما به طور ویژه روی جدا کردن هدف کار و شغل خود از سایر اهدافتان کار می کنید.

دلیل اینکه اکثر افراد قادر به رسیدن به آرزوها و آمال خود و تبدیل کردن آن به واقعیت نیستند، این است که این آرزوها و آمال را به هدف خود در زندگی تبدیل نمی کنند. هدف، آرزویی است که فرجه و ضرب العجل دارد.

دلایل مختلفی وجود دارد که مردم نمی توانند برای خود هدف سازی کنند. بزرگترین این دلایل این است که آنها نمی فهمند که روند هدف یابی یک مهارت است. همه ما در زندگی خود هدف هایی برای خودمان تعیین و به آن دست پیدا کرده ایم. اما اکثر این اهداف آنقدر بزرگ نبوده اند که زندگی ما را تغییر دهند.

افراد موفق برای خود هدف تعیین می کنند؛ برنامه ریزی می کنند، نقشه می کشند و آنرا دنبال می کنند. تعیین هدف روندی است که نیاز به مهارت دارد. ما هدف های ساده و کوتاه مدت را در ذهنمان ایجاد می کنیم اما اهداف بزرگ و طولانی مدت را باید بنویسیم، ارزیابی کنیم و هر چند وقت یکبار کنترل کنیم. هرچه رسیدن به هدف زمان بیشتری ببرد، با مشکلات، تغییرات و خستگی های بیشتری روبه رو خواهید بود.

هدف یابی به همان اندازه که یک علم است، نوعی هنر است. هرچه بیشتر این روند را بفهمید و مهارت های بیشتری کسب کنید، تغییراتی که در راه رسیدن به آن هدف ایجاد میکنید، بهتر خواهند بود. با دنبال کردن هدفتان میتوانید در خود عزت و اعتماد به نفس ایجاد کنید.

دنبال کردن هدف شما را رشد می دهد و وقتی هدفتان را تعریف می کنید، دیگر آن هدف است که شما را تعریف می کند.

در طول زندگی اتفاقات و پیشامدهای غیر منتظره زیادی برای ما اتفاق می افتد، به همین دلیل وقتی هدفی را برای خود انتخاب می کنیم، باید درک کنیم که ممکن است موانع زیادی در راه رسیدن به آن هدف در مسیرمان قرار گیرد.

موانعی که در راه رسیدن به هدف جلو فرد سبز می شود، معمولاً باعث می شود فرد آن هدف را کنار بگذارد و از آن دست بکشد.

خیلی از افراد فکر می کنند که با نوشتن هدف هایشان روی کاغذ، قابلیت انعطاف خود را از دست بدهند. اهداف سخت و محکم نیستند که وقتی نوشته شوند دیگر نتوان آنها را تغییر داد. هیچ کس نمی داند در آینده چه پیش می آید. چیزی که امروز برنامه می ریزید ممکن است در آینده به کلی تغییر کند.

اما هدفی که خوب روی آن فکر شده باشد می تواند خیلی از موانع و مشکلات ممکن را پیش بینی کند. موانعی که سر راه شما قرار می گیرند، باعث می شود افراد دست از آن هدف بکشند. مثل این می ماند که به سمت یک دیوار شروع به دویدن کنید و یکباره مسیرتان را تغییر داده و از آن دور شوید.

تصور کنید که می خواهید از یک کارمند به مقام مدیر ترفیع پیدا کنید. قبل از اینکه هیچ کاری انجام دهید، از خودتان بپرسید، چرا می خواهم به چنین هدفی برسم؟ ممکن است بگویید، می خواهم به این هدف برسم چون دوست دارم مقام بالاتری پیدا کنم یا می خواهم حقوقم بیشتر شود یا اینکه من فکر می کنم می توانم رهبر خوبی باشم و این به من کمک می کند به هدف بلند مدت خود که دست یافتن به مقام مدیرکل شرکت است برسم.

حالا از خودتان بپرسید، چرا این مسئله اینقدر برای من اهمیت دارد؟ ممکن است بگویید، برای من مهم است چون می خواهم از نردبان ترقی تا اندازه ای که استعدادها و توانایی هایم اجازه می دهد، بالا بروم. بعد از خودتان بپرسید، این چرا برایم مهم است، و ممکن است جواب دهید که چون می خواهم به خودم و دیگران ثابت کنم که قدرت به دست آوردن چیزی که میخواهم را دارم.

باز دوباره از خودتان بپرسید که این چرا برایتان مهم است؟ و این سوال را تا جایی که می توانید ادامه دهید. با این کار شما سعی دارید به دلیل اصلی اینکه چرا می خواهید فلان کار را انجام دهید برسید. اینکار به شما کمک می کند اهداف و قصد خودتان را روشن کنید. به شما کمک میکند انگیزه های خود را بشناسید و تشخیص دهید و بفهمید که واقعاً چه می خواهید. با اینکار می فهمید که راه های دیگری هم برای رسیدن به هدفتان وجود دارد.

گاهی وقت ها آسان است که بگوییم، "من این را می خواهم" درحالیکه ممکن است چیز دیگری را بخواهید. اینکار به شما کمک میکند از تلاش بیهوده در راه رسیدن به هدفی که واقعاً خواست قلبیتان نیست جلوگیری کنید. همچنین به شما کمک می کند انگیزه اصلی خود را بشناسید و بفهمید که واقعاً چه میخواهید.

به طور خلاصه باید بگوییم که خیلی از افراد از کار و شغلی که دارند راضی نیستند. برنامه ریزی شغلی به شما کمک می کند قدرت و توانایی های بالقوه تان را به ماکسیمم برسانید و از کارتان رضایت کامل پیدا کنید.

داشتن یک برنامه کاری شما را روی کارتان متمرکز می کند و به شما انگیزه می دهد. به شما کمک میکند مشکلات و موانعی که سر راهتان ممکن است قرار گیرد را از قبل پیشبینی کنید و ناتوانی ها و ضعف هایتان را بشناسید و در راه بهبود آنها بکوشید.

برنامه ریزی شغلی به شما اعتماد به نفس لازم برای متعهد شدن به کارتان را در شما ایجاد می کند و آن موقع است که شما توانایی تصمیم گیری می دهد و شما را در راه رسیدن به اهدافتان یاری می کند.

برنامه‌ریزی شغلی  job programming

 برنامه‌ریزی شغلی

job programming

مقدمه

بسیاری از افراد تصمیم‌های شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ می‌کنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.
بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز می‌شود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما می‌بایست از مهارتها، استعدادها، توانایی‌ها، امکانات و ویژگی‌های منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخه‌ای است که فرد را به سمت یک شغل رضایت‌بخش هدایت می‌کند. شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامه‌ریزی شغلی است.

img/daneshnameh_up/3/38/Graduated7777.jpg



انواع مهارتها

مهارتها را می‌توان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی ، مهارتهای اکتسابی و مهارتهای قابل انتقال. مهارتهای فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح می‌کند و فرد را قادر می‌سازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن. مهارتهای اکتسابی ریشه در ویژگی‌های شخصی یک فرد مانند انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، قدرت تصمیم‌گیری و بهینه سازی دارد. مهارتهای قابل انتقال مهم ترین نوع مهارتها در توسعه مسیر شغلی است. این مهارتها را می‌توان از حرفه‌ای به حرفه دیگر و از یک حوزه صنعت به حوزه دیگر منتقل کرد. شناخت مهارتهای قابل انتقال اولین قدم در خودآگاهی و برنامه‌ریزی شغلی است. این مهارتها در هفت مقوله جای می‌گیرند:

  • ارتباطات: نگارش، گفت وگو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازی، مدیریت، تبلیغ و بیان احساسات
  • خلاقیت: تجسم، ذهنی سازی، ابداع، ایجاد، بداهه پردازی، تعبیر و تفسیر و استفاده از توانایی‌های هنری
  • تحقیق: جمع آوری، ارزیابی و طبقه بندی اطلاعات
  • تشریح: استفاده از تحلیل‌های منطقی، توسعه چارچوب‌های کاری، تشخیص ضعف‌ها و شناخت شباهتها
  • حل مسائل: تعریف یک مسئله، ارزیابی گزینه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود یک موقعیت
  • سازماندهی: از طریق دنبال کردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئیات، بایگانی، جستجو و طبقه‌بندی
  • ترکیب: تلفیق قطعات اطلاعات در یک کل به هم پیوسته، بررسی اطلاعات و بیان آنها در یک شکل واضح آگاهی از مهارتهای قابل انتقال کمک می‌کند، دریابید چه توانایی‌های ویژه‌ای دارید و ضمناً امکانی برای واضح سازی آن توانایی‌ها به شما می‌دهد.


تشخیص مهارتهای قابل انتقال

منبع مهارتهای قابل انتقال اغلب در زندگی روزانه وجود دارد. در تجربیات زندگی، کارهایی که در هر دوره زندگی انجام داده‌اید و از انجام آن لذت برده‌اید، اعتقاد داشته‌اید که به خوبی از عهده آن برآمده‌اید و باعث غرور و خوشحالی شما شده است. این مهارتها باید خیلی زود در زندگی آشکار شود تا محملی باشد برای معرفی فرد.
مهارتهای قابل انتقال عموماً در موفقیتها و تجربیات مثبت زندگی پیدا می‌شوند. خاطراتتان را مرور کنید و درباره مواقعی که برایتان خیلی ارزشمند بوده، بنویسید چون از طریق نوشتن درک جامع تری از خودتان خواهید داشت. تمرین دو مرحله‌ای زیر کمک می‌کند که مهارتهای قابل انتقال را بشناسید:

  • موفقیت‌های خود را فراخوانی کنید. یک سفر در خاطراتتان (از کودکی تا زمان حاضر) داشته باشید. تا جایی که می‌توانید تجربیاتی را که به شما احساس رضایت می‌دهد به یاد بیاورید. سعی کنید تجربیات را در زمان‌های مختلف زندگی مرور کنید.
این تجربیات رضایت‌بخش می‌تواند طیفی از مسائل مانند کمک به برادر یا خواهرتان در یادگیری خواندن، ساختن یک اسباب بازی مکانیکی، توسعه یک سیستم تجهیزاتی تا سازماندهی یک رخداد سیاسی را در بر گیرد. این طیف باید شامل کارهایی باشد که شما انجام داده‌اید نه رویدادهایی که برایتان اتفاق افتاده است. اصل لذت یا رضایت بسیار مهم است. ممکن است این قضیه برای بقیه دنیا اهمیتی نداشته باشد، اما در چشمان شما باید ارزشمند جلوه کند و یک رخداد حیاتی و معنادار در زندگیتان قلمداد شود.

  • خاطراتتان را تحلیل کنید. همان طوری که رویدادهای رضایت‌بخش زندگی را به خاطر می‌آورید، جزئیات آن را مشخص نمایید. به موقعیت‌ها، موضوعات، افراد درگیر و نقشی که بازی کرده‌اند، توجه داشته باشید. جمع آوری جزئیات را کامل کنید تا جایی که می‌توانید درباره فعالیتی که خودتان در این فرآیند انجام داده‌اید و نحوه انجام آن را بنویسید: چگونه کار را سازماندهی کرده‌اید، دیگران را متقاعد کرده‌اید، مسائل را حل کرده‌اید و غیره.
این تمرین کمک خواهد کرد که مهارتهایتان را با بررسی تجربیات واقعی در زندگی مشخص کنید. بخش عمده‌ای از امور پنهان در تجربیات (چیزی بیش از آنچه که از خودتان انتظار دارید یا قادر به درکش هستید) مهارتها و استعدادهای شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آیا درباره مردم بود و یا در مورد مفاهیم کلی، هنر، علوم یا پزشکی؟ از چه قابلیتهایی استفاده کردید؟ نگارش، آموزش، تحقیق، طراحی و یا اقناع؟ چه وضعیتی به طور مکرر رخ داد؟ حل مسئله، نیازهایی که باید برآورده می‌شد و یا یک وضعیت بحرانی؟ چه چیز باعث دستیابی شد؟ چه نیازی آشکار شد؟ سازماندهی اهداف، نیاز برای کمک رسانی، نیاز برای کامل کردن یک فعالیت خاص؟ شرایط انجام کار چگونه بود؟ آیا مجبور به رعایت ضرب‌الاجل‌های تعیین شده بودید و یا آزاد و مستقل کار می‌کردید و فرصت کافی برای آموختن و تجربه‌اندوزی نیز داشتید؟

وقتی که شما محدوده وسیعی از تجربیات را مرور می‌کنید به رخدادهای کوچکی که در پس این محدوده قرار می‌گیرد، دقت کنید. آنها علایمی برای راهیابی به معانی عمیق‌تر هستند. به فعالیتهایی که در زندگی روزانه به شما انرژی می‌دهد و نشانی از استعدادهایتان است، توجه کنید: گلکاری در باغ، فعالیتهای مالی، خواندن نقشه‌ های پیچیده و یا تمرکز نمودن روی یک مورد کاری خاص.
استعدادها ممکن است به قدری طبیعی در شما پدیدار شوند که آنها را بی‌اهمیت تلقی کنید. اما این ویژگی‌ها شما را از دیگران جدا می‌کنند و دارایی ارزشمندی هستند. به همین لحاظ مهم‌ترین کارکرد پاداش این است که به عنوان یک محرک عمل می‌کند و مجالی به بروز استعدادها می‌دهد.
دانستن این که در بسیاری از فعالیتها خوب هستید به شما شاهدی از مجموع مهارتها ارائه می‌دهد و به اصولی که در زندگی اجرا می‌کنید، تأکید می‌نماید. به عنوان مثال مهارتهای شما مربوط به کدام یک از امور ذیل است: مدیریت، رهبری، تحقیق، طراحی و برنامه‌ریزی، ارتباطات میان فردی و یا تحلیل مسائل؟
بعد از انجام این تمرین شما باید درک بهتری از مهارتهای قابل انتقال یا به عبارتی مهارتهای شخصی و میزان مهارتها داشته باشید.



موجودی مهارتها

موجودی مهارتها میزان دارایی شما از مهارتها و روشهای ترجیحی فعالیتهاست. همچنین مجموعه منحصر به فردی از استعدادهاست. این موجودی عامل ثبات حرفه‌ای شما در دنیای کار است. شناخت این مهارتها باعث امنیت می‌شود. چون آنها وسایل و امکاناتی نیست که در اختیار دارید، بلکه موجودیت شماست. توانایی و قابلیتی است که شما از یک موقعیت به موقعیت دیگر و از یک شغل به شغل دیگر منتقل می‌کنید.



روی عناوین شغلی تأکید نکنید

عناوین شغلی فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهی می‌شوند. شرکتها هنوز این عناوین را خیلی جدی می‌گیرند. آنها مشخصه‌ای هستند که شغل‌ها را توصیف می‌کنند. این مهارتهای مورد نیاز حرفه‌ها را توصیف نمی کنند. عناوین شغلی در رشته‌های مختلف معانی متفاوت دارند. بنابراین بسیار مهم است که دریابیم هر عنوان شغلی چه معنایی می‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهای قابل انتقال مرتبط می‌شود. به عنوان مثال یک مدیر پروژه در صنایع شیمیایی با یک مدیر پروژه در شرکت بازرگانی متفاوت عمل می‌کند.
در مواجهه با عناوین شغلی باید چند سئوال اساسی را مطرح نمایید. به عنوان نمونه به این موارد توجه کنید: وقتی این عناوین شغلی بر عهده ما گذاشته می‌شود، دقیقاً می‌بایست چه اقدامی انجام دهیم؟ آیا پیدا کردن راهکارها بر عهده ماست یا سازماندهی و تحلیل؟



روش کار را با مهارتها ربط دهید

گاهی اوقات درک این نکته که چگونه مسئولیت را کامل کنید از خود آن مسئولیت مهم‌تر است. روش شما در به نتیجه رساندن فعالیت‌ها چیست؟ آیا فرآیندمدار هستید و کنجکاوید که ببینید چگونه اجزاء و مراحل یک فعالیت به هم مرتبط می‌شوند یا هدف مدار هستید و روی خروجی بیشتر تأکید دارید تا فرآیند؟ آیا شما در چارچوب فرجه‌های زمانی کار می‌کنید یا جلوتر از زمان حرکت می‌کنید؟ آیا پروژه‌ها را مانند یک اکتشاف در نظر می‌گیرید یا برنامه زمان‌بندی شده دارید؟ آیا دوست دارید به تنهایی کار کنید و یا ترجیح می‌دهید در تعامل با دیگران باشید؟
هنگامی که مهارتهایتان را با روش‌های مورد علاقه انجام کار ترکیب می‌کنید، امکاناتی دارید که شما را به سوی یک فعالیت کامل‌تر هدایت می‌نماید. در واقع اگر حرفه‌ای را که به آن علاقه دارید، پیشه خود سازید و آن را با روش کاری مورد نظرتان هماهنگ سازید، احساس متعالی بودن خواهید کرد.



مهارتهایتان را در سطح مطلوب نگه دارید

هدف شما می‌بایست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانایی کاری در سطحی انعطاف‌پذیر باشد. اگر می‌خواهید انتقال شغلی داشته باشید و یا در حوزه‌ای که هستید پیشرفت کنید، مشخص کردن شکافها در مهارتها و معلومات یک قدم اساسی است. بالا بردن توانایی کاری به معنای بارور ساختن قابلیت‌ها و درک این نکته است که کجا می‌توان این شکاف‌ها را از بین برد. در این میان توسعه مهارتهای چندگانه نیز ضروری است.
اگر شما بتوانید از مرزهای قراردادی بگذرید و بین وظایف کاری روزمره و پروژه‌های خاص هماهنگی و توازن ایجاد نمایید، پس می‌توانید پیشرفت کنید. آموزش مستمر بدین معناست که خودتان را مطابق با تکنولوژی‌ ها، صنایع و ساختارهای کاری جدید روزآمد نگه دارید و از رویه‌های بازار و تغییرات نیازهای کاری مطلع شوید.



تعریف موفقیت

موفقیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. برای برخی از افراد به دست آوردن قدرت مالی و برای برخی صرف وقت برای خانواده و یا داشتن یک شغل مستقل و مکفی موفقیت محسوب می‌شود. اما یک نکته بین همگان مشترک است و آن این که استفاده از استعدادها و توانایی‌ها و ابراز وجود، یکی از راضی کننده ترین تلاش‌های انسانی است. در این میان کار یک چرخه طبیعی برای ابراز وجود است.
شناخت مهارتها و استعدادها انسان را به خودآگاهی بیشتر می‌رساند. خودآگاهی و توانایی باعث ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس می‌شود و اعتماد به نفس باعث موفقیت می‌گردد.

علل تعویق یارانه ها

علل تعویق یارانه ها

چرا یارانه ها را دیر به حساب می ریزند و چرا هدفمندی یارانه ها این همه به درازا کشیده است؟ سوالی اساسی است که همه باید آن را بدانند ونباید از مردم مخفی بماند. مسئله این است که اصولا یکی از آفت های جامعه عدم امنیت است این عدم امنیت گاهی در تیراندازی های کودکنه همچون شهر وندان آمریکایی ظاهر می شود ولی بیشتر مواقع به عنوان یک تیر نامرئی در جنگ نرم از آن استفاده می شود نگران کردن مردم ، آن ها در حال بلاتکلیفی نگه داشتن ضربات روحی جبران ناپذیری بر اعتماد به نفس ملی وارد می آورد و مردم را در یک هول و ولای همیشگی نگه میدارد. در جنگ نرم مردم، از خود می پرسند بالاخره چه خواهد شد؟ چه بلایی بر سر ما خواهد آمد و کار به کجا خواهد کشید؟ این ترس  و حشت آنان از آینده به پوچ انگاری و تنبلی و کاهلی و عدم برنامه ریزی می انجامد چرا که وقتی شخصی از آینده خود مطمئن نیست نمی تواند برنامه ریزی کند ولذا سراغ کار های روزمره و زود بازده می رود . سرمایه گذاری رو به کاهش می رود و بازرگانی و دلالی افزایش می یابد تازه در بازرگانی یا دلالی نیز به کا لاهای سرمایه ای توجه نمی شود بلکه به هر کالایی که به پول نزدیک تراست هجوم آورده میشود: طلا و دلار ارزش پیدا می کند و قرآن و نهج البلاغه بی ارزش می شود. مردم بجای خرید کتاب و دانش اندوزی به سراغ خرافه ها و رمال ها می روند و اطمینان از آینده را از آنان می خواهند ازدواج ها خیلی زود به طلاق می انجامد و کودکان یا سقط می شوند ویا اگر به دنیا بیایند مورد آزار واذیت قرار می گیرند که چرا به دنیا آمده و باری بر دوش پدران و مادران خود شده اند؟ جنگ نرم یا جنگ روانی آنقدر فشار روحی بر افراد وارد می کند که بسیاری از آنان روانه بیمارستان ها می شوند طاقت آنان کم شده و در کوچه و خیابان به همدیگر پرخاش می کنند . هیچکس اخلاق خوبی ندارد و اعتماد واطمینان ازبین میرود. پدر بر سر پسر و پسر بر سر پدر کلاه می گذارد. ایام هفته گم می شود و همه روز ها تعطیل می شود و یا حتی جمعه ها هم کار می کنند. سال و ماه بی خود می شود برای پیرمردان زمان صفر می شود و همیشه در خاطرات کودکی یا نوجوانی خود زندگی می کنند و برای جوانان علائق جوانی جای خود را به روشهای پیرانه میدهد! اسامی جدید خیابان ها به مسخره گرفته می شود و همان اسامی قدیمی بیان می شود. در جنگ نرم هرگونه پیشرفتی انکار می شود وهرگونه عمران و آبادانی به خرابی تعبیر می شود بجای اینکه آنهمه آبادانی و طرح های عظیم اجرا شده را ببینند خراب شدن روسپی خانه ها را علم کرده و کشور را ویرانه تعریف می کنند. از یکطرف همه خود را رئیس می دانند واز طرف دیگر می گویند مملکت بی صاحب است . سرخوردگی جوانان را به دلیل نداشتن سرگرمی میدانند و پیرمردان را مظهر جوانی معرفی می کنند! حتی فیلم ها بجای ازمیان برداشتن فاصله ها به فاصله می اندیشند! دختر جوان و زیبا همه آرزویش می شود پیرمرد پولدار و مرد جوان زیبا هم همه فکر وذکرش فریب دادن پیرزنهای پولدار ... لذا می بینیم یک فاجعه همه بعدی اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و به وقوع می پیوندد. صحرای محشری می شود که آن سرش نا پیدا است. اینجاست که پدافند غیر عامل باید وارد کار شود : غیرت ، شرافت ، راستی و درستی باز تعریف شود و مردم را به اعتماد و اطمینان فراخواند. برنامه های بیست ساله و پنج ساله و یکساله تعریف شود. چشم انداز ها روشن شود. طوری که مردم به اینهمه انحرافات بی توجه شوند و همگی بدانند که چه کاره هستند. برای شروع این کار هم در حال حاضر هدفمند کردن یارانه ها بهترین بستر است. چرا که امروز غذای مردم شام و نهار آن ها شده یارانه . جوک می سازند از یارانه ها می سازند خشمگین می شوند بر سر یارانه ها داد می زنند خوشحال و شادابی خود را با یارانه بیان می کنند و .. لذا یک محکی بزرگ است . تا مدت ها تبلیغ شد و مردم را آماده ساختند اما چرا زمان آن را دراز کردن ممکن است تشنگی را افزون کند. شاید ترفند دشمنان دراین جنگ نرم ضعیف نشان دادن دولت در اجرای یارانه ها است . شاید مبلغ یارانه زیاد نباشد ولی همین مبلغ هم اگر دیر اجرا شود بلاتکلیفی مردم را آزار دهد. واریز مبلغی به حساب یعنی پاسخ به خواسته های پراکنده مردم در طول تاریخ  در مورد پول نفت و امثال آن. یعنی این واریز کلیه صحبت ها دراین زمینه را خنثی می کند و جنگ نرم را بی اثر می کند. واریز یارانه یعنی اینکه کسی به فکر آن ها است. یارانه کمک خرجی بسیاری از خانوارهاست که دستشان به کمیته امداد و دیگر نهاد های استرلیزه نمی رسد. لذا در یک حرکت آرام و بی صدا باید مردم را در جریان همه اتفاقات گذاشت تا آنان بدانند چه کسی تاکنون با رانت خواری حق آنان را پایمال کرده بود و امروز هم نمی گذارد کار جلو برود. جالب است کسی که پول را پرداخت می کند ناراحت نیست بلکه مشتاق است که زودتر پرداخت کند و کسانی که معلوم نیست کیستند با برپا کردن جنگ روانی و زیر سوال بردن همه اخلاقیات و حسن رفتار و ایجاد جو عدم اطمینان میخواهند آن ا به تعویق بیاندازند. تعویق در انجام این وظیفه بزرگ نه به سود اجتماع است و نه بسود منافع ملی . اکنون منافع ملی اقتضا می کند راه رفته به انتها برسد و مردم بیش از آن منتظر نمانند. و روزی که اقتصاد آزاد شود ویارانه بجای واسطه ها به دست مصرف کننده برسد روز انقلاب اقتصادی خواهد روزی که اقتصاد جنگ و جنگ اقتصادی به پایان مرسد و هوای حکومت نظامی از سر اقتصاد برداشته می شود


 

آغاز پخش برنامه های یورونیوز به زبان فارسی از طریق ماهواره

آغاز پخش برنامه های یورونیوز به

زبان فارسی از طریق ماهواره

 

پنجشنبه،۲۸ اکتبر ۲۰۱۰ - ۶ آبان، ۱۳۸۹ (شمسی) (۱۳۸۹-)
شبکه یورونیوز که از هفته گذشته به زبان فارسی بر روی اینترنت قابل دریافت بود، چهارشنبه ۲۷ اکتبر، سرویس صوتی خود به زبان فارسی را در ماهواره های هاتبرد و عرب ست فعال کرد.

 

انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی   

 

هدفمندکردن یارانه ‌ها حذف یارانه‌ نیست

هدفمندکردن یارانه ‌ها حذف یارانه‌ نیست

محصولی: اجرای دقیق قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، خدمت به مردم است

وزیر رفاه وتامین اجتماعی گفت: هدفمند کردن یارانه‌ها، حذف یارانه‌ها نیست، بلکه اجرای عدالت در توزیع امکانات است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از ایسنا، صادق محصولی در هفتاد و پنجمین سفر استانی هیئت دولت به گلستان و در جلسه شورای اداری شهرستان آق قلا با تاکید بر همدلی و هماهنگی همه مسئولان برای اجرای بهتر این قانون افزود: اجرای دقیق قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، خدمت به مردم است.
وی با اشاره به اقدامات و طرح‌های این وزارتخانه در دولت افزود: بیمه ایرانیان و بیمه‌های اجتماعی همچون بیمه رانندگان، کارگران ساختمانی، قالیبافان، روستاییان و عشایر و غیره از جمله این طرح‌های موفق هستند.
وزیر رفاه بیمه ایرانیان را اقدامات بسیار مفید برای افراد فاقد دفترچه بیمه درمان دانست و خواستار اطلاع رسانی مسئولان محلی در مورد این طرح شد.
محصولی، بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر را نیز فرصت و امکان بسیار مناسبی خواند و گفت: مسئولان باید در مجامع رسمی و رسانه‌ها، روستاییان و عشایر را از این اقدام مهم مطلع کنند.
وزیر رفاه با گرامیداشت هفته دفاع مقدس اظهار داشت: امروز به برکت خون شهدا و حفظ ارزش‌های اسلام و انقلاب، مکتب اسلام در دنیا جهانگیر شده است.
وی با اشاره به انتخابات سوم تیر 84 تصریح کرد: مردم با درک شعارهای انقلاب رئیس جمهوری را انتخاب کردند که امروز در قلب امریکا و در سازمان ملل با اقتدار کامل مواضع جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان می‌رساند و لرزه بر اندام استکبار می‌اندازد.
محصولی پیشرفت‌های کنونی کشورمان را در عرصه‌های گوناگون بی‌سابقه توصیف کرد و افزود: انقلاب اسلامی امروز در مدار پیشرفت قرار دارد و این در حالیست که صهیونیسم بین‌الملل و امریکا و جهان استکبار سیر نزولی را طی می‌کنند.
وزیر رفاه تحریم‌های اخیر علیه کشورمان را نمونه‌ای دیگر از ضعف و استیصال استکبار جهانی توصیف و تصریح کرد: به فضل الهی امروز دشمنان نظام به حدی مستاصل شده‌اند که به تحریم علیه ایران که بیشتر به لطیفه‌های سیاسی شبیه است، روی آورده‌اند.
محصولی در ادامه تحریم‌های غرب را باعث پیشرفت کشور دانست و عنوان کرد: همان طور که می‌بینید کشورمان با وجود 30 سال تحریم، استقلال سیاسی و اقتصادی روزافزون پیدا کرده است.

امریکا علیه افرادی که قصد سفر به امریکا را نداشتند، تحریم ورود صادر می‌کند
محصولی در واکنش به اعلام ممنوع‌الورودی هشت مقام عالی رتبه کشور به امریکا ضمن خنده آور خواندن این اقدام گفت: آن قدر این به اصطلاح ابرقدرت دنیا به استیصال رسیده است که دست به چنین اقدام خنده‌داری می‌زند و علیه افرادی که نه قصد سفر به امریکا را داشتند و نه درخواست ویزا کرده‌اند، تحریم ورود به آمریکا صادر می‌کند.
وزیررفاه این قبیل اقدامات از طرف امریکایی‌ها را نشانگر زنده بودن مکتب اسلام و ارزش‌های دینی دانست و ادامه داد: دولت دهم که افتخارش نوکری مردم است، با تمام توان، اقتدار ایران را به منصه ظهور می‌رساند.
محصولی با دعوت مسئولان محلی به تقویت معنویت و انجام مسئولیت‌ها تاکید کرد: اگر تمام ابزار و امکانات را در اختیار داشته باشیم، اما ارتباط با خدا نداشته باشیم، برکتی درکار نخواهد بود و موفقیتی حاصل نمی‌شود.
وی مصداق عینی این مسئله را وضع کنونی رژیم صهیونیستی و امریکا دانست و اظهار داشت: اگر چه این دو مجهز به تمام امکانات و تجهیزات بودند اما در جنگ‌های 33 و 22 روزه لبنان و غزه به واسطه قدرت ایمان حزب اله لبنان و مبارزان فلسطینی دچار شکست سخت شدند.
محصولی در ادامه سخنانش بار دیگر به حضور مقتدرانه رئیس جمهور در نشست اخیر سازمان ملل متحد اشاره کرد و افزود: دلیل این که رئیس جمهور توانست در این اجلاس و در مصاحبه‌هایش استکبار جهانی را به چالش بکشاند، اعتماد و توکل به خدا و ایمان وجودش بود.

ساده زیستی بعد از جنگ در بین برخی مسئولان فراموش شد
وزیر رفاه و تامین اجتماعی استکبار ستیزی، ساده زیستی، عدالت محوری و مهرورزی را از جمله مهمترین ویژگی‌های دولت برشمرد و تاکید کرد: رئیس جمهور مردمی بعد از حدود 16 سال دوباره رئیس جمهور ساده زیست بودن را به معنای واقعی، معنا کرد.
محصولی ادامه داد: احمدی نژاد اشرافی گری را کاری سخیف می‌داند و خلاف این اعتقاد عمل می‌کند.
وزیر رفاه و تامین اجتماعی یکی از دلایل مهم اقبال بیش از پیش مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری را ساده زیستی رئیس جمهور دانست و خاطر نشان کرد: متاسفانه این ساده زیستی بعد از جنگ در بین برخی مسئولان فراموش شد و بعضی به اشرافی گری روی آوردند.
وی به عدالت محوری به عنوان دیگر ویژگی این دولت اشاره و تاکید کرد: اصل در این دولت عدالت است، چرا که قیام انبیا برای عدالت بوده است.

شوک حذف یارانه‌ها در بازار پوشاک

شوک حذف یارانه‌ها در بازار پوشاک

 افزایش 30 تا 60 درصدی قیمت پوشاک کلید خورد.

 پوشاک 30 تا 60 درصد افزایش قیمت پیدا کرده است. درحالی که تغییر فصل صورت گرفته و بازار پوشاک با تغییر انواع محصولات مواجه شده است، شوک قیمتی در این صنف نه تمایلی برای فروشندگان جهت فروش گذاشته است، نه توانی برای خریدار.

فعالان بازار پوشاک معتقدند که بالا رفتن هزینه‌های تولید و افزایش بهای مواد اولیه صنعت نساجی مهم‌ترین دلایل افزایش قیمت پوشاک، خاصه پوشاک زمستانی محسوب می‌شود. طبق عرف هر ساله بازار، با شروع سرما و افزایش تقاضا برای خرید پوشاک زمستانی بهای این کالاها با افزایش مواجه می‌شود اما تجربه امسال؛ تجربه دیگری است. به عنوان مثال انواع پالتو که در سال قبل به بهایی حدود 70 تا 150 هزار تومان فروخته می‌شد در حاضر با قیمتی حدود 100 تا 200 هزار تومان فروخته می‌شود. این درحالی‌است که رشد قیمت رخ داده در بازار پوشاک وارداتی بیش از انواع داخلی این محصولات بوده و بالا بودن تنوع رنگ، طرح، مدل و کیفیت پوشاک زمستانی وارداتی باعث شده تا استقبال از این کالاها در مقایسه با تولیدات وطنی بیشتر باشد که این امر زمینه افزایش بیشتر بهای پوشاک خارجی رابه وجود آورده است.

بالا رفتن قیمت مواد اولیه از جمله نخ و پنبه نیز از دیگر عللی است که رشد قیمت پوشاک را به دنبال داشته است. پوشاکی که مواد اولیه تولید آن از مشتقات نفتی به دست می‌آید، به دنبال افزایش قیمت نفت، گران شده است. تعرفه بالای واردات پوشاک خارجی از دیگر دلایل گرانی این کالاست.

 

سوء استفاده برندها از آشفته بازار پوشاک

برندهای خارجی که در ایران فعالیت دارند و دارای شعبه هستند نیز از این آشفته بازار پوشاک داخل نهایت بهره‌برداری را می‌کنند و با فروش کالاهای تولید درجه یک چینی و بعضاً تولید مشترک کشورهای چین و کره از نقدینگی موجود در ایران سود می‌برند. برندهای «بنتون»، «آدولفو دومینگوئز» و «آدیداس» از جمله برندهایی هستند که در بازار داخلی فعال‌اند.

اما افزایش قیمت پوشاک خارجی در ایران درحالی اتفاق می‌افتد که یک پارادوکس قیمتی مقابل این پدیده در ایران به وجود آمده است. در کشورهای صاحب سبک در پوشاک، مثل ایتالیا، آمریکا و اسپانیا به دلیل بحران جهانی و افزایش هزینه‌های تولید، تولید‌کنندگان بزرگ پوشاک همچون «مارکس‌اند اسپنسن»، «دی‌اند‌ای» و «آدولفو دومینگوئز»در فصل‌های مختلف فروش چند دور متوالی حراج قیمتی دارند و برای ماندن در بازار جهانی تولیدات خود را با قیمتی بسیار پائین‌تر از گذشته به فروش می‌رسانند. اما در داخل افزایش قیمت‌های پوشاک برخلاف بازار جهانی صورت می‌گیرد و به جای کاهش قیمت افزایش قیمت صورت گرفته است.

یک عضو اتحادیه صادرکنندگان صنایع نساجی و پوشاک در خصوص افزایش قیمت پوشاک به «خبر» می‌گوید: هزینه‌های تولید در داخل بالاست و این موضوع سبب شده تولید‌کنندگان کالا را با قیمت بالا به فروش برسانند. وی، یکی دیگر از دلایل افزایش قیمت پوشاک در ایران را هزینه‌های بالای کارگر و مزد و نیز مالیات دانست.

خلیل رحیمی، با طرح موضوع هدفمند کردن یارانه‌ها که قرار است از ابتدای سال جاری اجرایی شود گفت: «بیشتر واحدهای تولیدی با آگاهی از اینکه با اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها هزینه‌های تولید به دلیل آزاد‌سازی قیمت سوخت و افزایش هزینه‌های حمل و نقل به طور سرسام‌آوری بالا می‌رود، با افزایش بی‌رویه پوشاک تولید خود پیشاپیش درصدد تأمین سود خود هستند.»

 

گرانی گوشت؛ دلیل افزایش قیمت پوشاک چرم

بخشی از کیف و کفش و پوشاک که مواد اولیه آن از صنعت چرم تشکیل می‌شود نیز در رشد قیمت از دیگر محصولات عقب نمانده و در سال جاری با رشد قیمت 30 درصدی مواجه شده است.

سعید شادکام، عضو اتحادیه صادرکنندگان پوست و سالامبور و چرم ایران در گفت و گو با «خبر» به وضع وخیم این صنعت اشاره می‌کند و می‌افزاید: «در سال جاری قیمت محصولات تولید شده از محصول چرم با رشد 30 درصدی قیمت مواجه شده است.»

وی در بیان مهمترین دلیل افزایش قیمت پوشاک چرم می‌گوید: «مهمترین دلیل گرانی گوشت و صدور دام زنده و کمبود کشتار است به طوری که جمعیت دامی کشور که در سال گذشته دچار سرمازدگی شد، دامداران را مجبور کرد تا 20 میلیون رأس میش را ذبح کنند، که ترمیم این جمعیت دامی حداقل 3 سال زمان می‌خواهد.»

نماینده اتحادیه صادرکنندگان پوست و سالامبور و چرم ایران در اتاق بازرگانی ایران به کاهش صادرات محصولات چرم به کشور ایتالیا نیز اشاره کرد و گفت: این کشور به عنوان یکی از کشورها هدف صادراتی محصولات چرم ایران در حال حاضر با کاهش واردات چرم از ایران مواجه شده است که خارج از دلایل داخلی و بحران در صنعت چرم، عدم امکان گشایش اعتبار در بانک‌های اروپایی برای صادرکنندگان ایرانی یکی از عمده‌ترین دلایل کاهش صادرات چرم به ایتالیا است.

 

جولان پوشاک چینی در بازار

به دلیل عدم نظارت بر فروش پوشاک خارجی در بازار داخل، پوشاک چینی در رده‌های متفاوتی وارد می‌شود و با قیمت‌های مختلف به فروش می‌رسد. یکی از فروشندگان پوشاک خارجی نیز در این رابطه می‌گوید: «متقاضیان خرید و استفاده از پوشاک چینی در کشور ما به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته اول افرادی هستند که به مارک و کیفیت لباس بیش از بهای آن اهمیت می‌دهند و دسته دوم افرادی هستند که پایین بودن قیمت برایشان از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است.»

مهرداد لاریجانی تصریح می‌کند: «اگرچه قیمت پوشاک مارک دار دو تا پنج برابر بهای انواع عادی است اما این نوع پوشاک مشتریان خاص خود را داشته و اتفاقاً از بازار پررونقی نیز برخوردار است.»

وی با اشاره به اینکه سهم پوشاک مارک‌دار در مقایسه با دیگر پوشاک به یک دهم بازار هم نمی‌رسد، افزود: «در مقابل طیف وسیعی از بازارهای داخلی در اختیار پوشاک بی‌نام و نشان است که غالباً چینی بوده و به اسم پوشاک ترک به فروش می‌رسد.»

این فعال بازار پوشاک وضعیت فعلی بازار پوشاک کشور را آشفته عنوان کرد و گفت: «وجود تقلب گسترده، افزایش پله‌ای قیمت‌ها و قیمت‌گذاری سلیقه‌ای پوشاک توسط فروشندگان موجب بی‌اعتمادی مردم و آشفتگی و نابسامانی این بازار شده است.»

وی با اشاره به فعالیت گسترده تولیدکنندگان زیرپله‌ای افزود: «این افراد مارک و برندهای معروف پوشاک را متری یک هزار تا دوهزار تومان خریداری کرده سپس پوشاک تولیدی خود را به نام برندهای معروف به فروش می‌رسانند. باید توجه داشت که اگرچه قیمت پوشاک مارک دار در مقایسه با انواع دیگر بسیار بالاتر است اما کیفیت مطلوب، دوخت خوب و مناسب و تنوع و رنگ‌های زیبای این نوع پوشاک دلیل قابل قبولی برای خرید آنهاست.»

وی افزود: «همچنین خرید پوشاک مارک‌دار از نمایندگی‌ها و فروشگاه‌های معتبر این اطمینان را به خریدار می‌دهد پوشاکی که خریداری می‌کند جنس اصل بوده و تقلبی نیست. هم‌اکنون در بسیاری از فروشگاه‌های پوشاک، لباس‌هایی به نام برندهای معروف عرضه می‌شود که اصل نبوده و از روی قیمت پایین می‌توان به تقلبی بودن آن پی برد به عنوان مثال شلوار جین مارک زارای اصل با قیمتی بیش از 80 هزار تومان به فروش می‌رسد در حالی که نوع تقلبی آن قیمتی بین 20 تا 35 هزار تومان دارد.»

حذف یارانه‌ها چه بر سر صنعت كشور خواهدآورد؟

حذف یارانه‌ها چه بر سر صنعت كشور خواهدآورد؟

در این پژوهش كه توسط یك مركز معتبر پژوهشی كشور انجام شده و مورد بررسی وزارت رفاه نیز قرار گرفته، تصریح شده است:میزان 30 درصد درآمد حاصل از اجرای طرح برای كمك به صنعت كاملاً ناكافی بوده و موجبات ایجاد رانت برای گروهی از صنایع را فراهم كرده و به افزایش نرخ بهره در بازار و رشد قیمت دلار منجر می‌شود

بر اساس پژوهش "ارزیابی پیامدهای اصلاح نظام یارانه ای"، افزایش نرخ بیكاری اولین پیامد اجرای این طرح خواهد بود.

به گزارش خبرنگار آینده در این پژوهش كه توسط یك مركز معتبر پژوهشی كشور انجام شده و مورد بررسی وزارت رفاه نیز قرار گرفته است، تصریح شده است: با توجه به مصرف بالای انرژی در صنایع كشور، افزایش قیمت انرژی شوك شدیدی به صنایع وارد خواهد كرد كه به كاهش شدید تقاضای نیروی كار می انجامد.

 

بنا بر این گزارش سهم انرژی از كل هزینه ها در صنایع ایران 11 درصد بوده كه تقریباً دو برابر متوسط كشورهای صنعتی است و در این میان سهم برق در انرژی مصرفی صنایع 78 درصد ، گاز 16 درصد و نفت كوره 6 درصد می باشد.

محاسبات انجام شده در این گزارش نشان می‌دهد كه میزان تاثیر افزایش قیمت بر كاهش مصرف انرژی 29/80 كاهش نیروی كار 22 می باشد كه به معنای افزایش شدید بیكاری پس از هدفمندی یارانه هاست.

هم اكنون سالانه حدود 20 هزار میلیارد تومان به صنایع و نیروگاهها یارانه انرژی پرداخت می شود كه حذف آنها به منزله شوكی مرگ بار برای صنایع بویژه ساختمان شامل (صنایع فلزی،سیمان و گچ) و كشاورزی عمل خواهد كرد و ابن صنایع با نرخ ارز فعلی قادر به رقابت با محصولات خارجی نخواهند بود.

 

پیامد دیگر این طرح، تعطیلی صنایع دارای تكنولوژی فرسوده است كه مصرف انرژی بالایی دارند و برای حفظ این صنایع، تقاضا برای سرمایه جهت نوسازی به شدت افزایش می یابد كه با توجه به تحریم، وارد كردن تجهیزات صنعتی با تكنولوژیِ جدید با مشكلات مضاعفی همراه خواهد بود.

در این پژوهش تصریح شده است: میزان 30 درصد درآمد حاصل از اجرای طرح برای كمك به صنعت كاملاً ناكافی بوده و موجبات ایجاد رانت برای گروهی از صنایع را فراهم كرده و به افزایش نرخ بهره در بازار و رشد قیمت دلار منجر می‌شود.

بنابر این به نظر می‌رسد بر خلاف نگرانی های فعلی درباره افزایش هزینه خانواده ها ، مهمترین پیامد طرح پرداخت نقدی یارانه ها، آسیب دیدن صنایع كشور كه بزرگترین مصرف كننده انرژی هستند ، می باشد و اجرای این طرح و عدم پاسخگویی منابع مالی برای كمك به صنایع به تعطیلی بسیاری از صنایع و افزایش بیكاری و از دست رفتن محصولات داخلی برای رقابت با كالاهای خارجی است.

با این وجود این موارد به معنای عدم لزوم اصلاح نظام یارانه ها نیست، بلكه لزوم برنامه ریزی دقیق مسوولان جهت فائق آمدن بر عوارض اجرای طرح را یادآور می‌شود.

اقتصاد ایران در شرایط كنونی تحمل حذف یارانه ها را ندارد

اقتصاد ایران در شرایط كنونی تحمل حذف یارانه ها را ندارد

عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان گفت: با توجه به اینكه دولت قصد دارد تنها طی دو سال بخش اعظمی از یارانه های نفت و گاز را حذف كند، معتقدم اجرایی كردن این امر عملی نبوده و نیاز به زمان بیشتری دارد.

عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان گفت: با توجه به اینكه دولت قصد دارد تنها طی دو سال بخش اعظمی از یارانه های نفت و گاز را حذف كند، معتقدم اجرایی كردن این امر عملی نبوده و نیاز به زمان بیشتری دارد.

محمدحسین ادیب اظهار داشت: در حال حاضر روزانه ۲۳۰ میلیون لیتر فرآورده در پالایشگاههای كشور تصفیه می شود كه از این میزان حداقل هشت میلیون لیتر صادر شده و حدود ۲۲۲ میلیون لیتر باقی می ماند.

وی ادامه داد: اگر پایه قیمتی نفت را بشكه ای ۷۰ دلار ارزش گذاری كنیم، ارزش نفت خام یك لیتر فرآورده نفتی بدون لحاظ هزینه تصفیه ۴۵۱ تومان تخمین زده می شود بر این اساس ارزش نفت خام هزینه شده جهت فرآورش ۲۲۲ میلیون لیتر فرآورده ۳۶ میلیارد دلار محاسبه می شود.

وی افزود: بر اساس برآوردهای صورت گرفته ۱۱ درصد فرآورده تولیدی به قیمت غیریارانه ای به ارزش چهار تریلیون و ۴۰۰ میلیارد تومان توسط شركت پالایش و پخش به فروش می رسد.

عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان تصریح كرد: مجموع درآمد شركت پالایش و پخش از محل فروش فرآورده حدود پنج تریلیون و ۸۷۶ میلیارد تومان برآورد می شود كه اگر درآمد پنج تریلیون و ۸۷۶ میلیارد تومانی شركت پالایش و پخش را مساوی با هزینه تبدیل نفت خام به فرآورده فرض كنیم، می توان چنین ادعا كرد كه حجم یارانه فرآورده های نفتی پرداخت شده در كشور حدود ۳۶ هزار میلیارد تومان بوده است.

وی در خصوص یارانه تخصیصی برای گاز، گفت: حجم گاز مصرفی سال ۸۶ حدود ۱۲۱ میلیارد متر مكعب بوده است كه این مقدار طی سال ۸۷ با ۱۰ درصد رشد به ۱۳۳ میلیارد متر مكعب افزایش یافته است.

وی تأكید كرد: طبق برآوردهای صورت گرفته در شركت ملی گاز، قیمت گاز غیر یارانه ای در سال ۸۷ حدود ۶۹ تومان اعلام شده است بر این اساس ارزش گاز غیر یارانه ای در سال مزبور، ۹ تریلیون و ۱۷۷ میلیارد تومان برآورد می شود.

وی خاطرنشان كرد: بر اساس گزارشات شركت ملی گاز درآمد حاصله از محل فروش گاز تا پایان آبان ماه سال جاری حدود دو تریلیون و ۷۰۰ میلیارد تومان اعلام شده است بر این اساس تا پایان سال ۸۸ درآمد حاصله از محل فروش گاز حدود چهار تریلیون تومان برآورد می شود كه یارانه گاز پرداختی پنج تریلیون و ۱۷۷ میلیارد تومان تخمین زده می شود.

ادیب گفت: جمع یارانه فرآورده های نفت و گاز بر اساس برآوردهای صورت گرفته ۴۱ تریلیون و ۱۷۷ میلیارد تومان تخمین زده می شود " البته تنها ضریب خطای این محاسبه این فرض پایه است كه هزینه تبدیل نفت خام به فرآورده مساوی با ۱۶ درصد ارزش نفت خام است " مساوی با درآمد شركت پالایش و پخش، البته واردات فرآورده نفتی نیز صفر در نظر گرفته شده است.

وی تصریح كرد: با توجه به این موضوع كه مجلس بر حذف یارانه انرژی طی پنج سال تأكید دارد، معتقدم اصولی است اگر در سال اول هشت تریلیون و ۲۰۰ میلیارد تومان یارانه حذف شود و این در حالی است كه بر اساس گفته های معاون پارلمانی رئیس جمهور درآمد ناشی از حذف یارانه در سال آینده ۲۰ تریلیون تومان خواهد بود، در صورت تحقق این ادعا و اجرایی كردن آن دولت در سال اول چهل و هشت درصد از یارانه را حذف می كند.

وی افزود: حذف یارانه در واقع به مفهوم حذف قاچاق فرآورده به خارج است، با توجه به این موضوع كه حجم قاچاق فرآورده به خارج را ۱۰ درصد تولید برآورد می شود و با فرض بر اینكه در صورت حذف یارانه، حجم فرآورده مصرفی ۲۰ درصد كاهش پیدا كند در مجموع میزان مصرف فرآورده به ۲۵ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد تومان كاهش خواهد یافت.

عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان اظهار داشت: با لحاظ مباحث فوق مجموع یارانه فرآورده های نفت و گاز۳۰ تریلیون و ۳۷۷ میلیارد تومان كاهش می یابد بنابراین اگر دولت در سال آینده رسیدن به ۲۰ تریلیون تومان را هدفگذاری كند باید ۶۵ درصد یارانه در سال آینده حذف شود كه با جدول مجلس انطباق ندارد.

وی ضمن تأكید بر این موضوع كه دولت نهم یارانه انرژی را ۱۰۰ میلیارد دلار ارزیابی و ۲۰ درصد عدد مزبور را ۲۰ تریلیون تومان محاسبه می كند، خاطرنشان كرد: اگر ارزش یارانه گاز مصرفی را بر اساس معادل حرارتی نفت محاسبه كنیم یارانه گاز ۶۴ میلیارد دلار برآورد می شود بنابراین گاز غیر یارانه ای هفت برابر یا هر متر مكعب ۴۸۳ تومان ارزش گذاری می شود.

ادیب گفت: این در حالی است كه تأمین ۱۰۰ میلیارد دلار یارانه مورد تأكید مسئولان تنها با نفت بشكه ای ۷۰ دلار و قیمت گذاری گاز بر اساس ارزش حرارتی نفت خام ممكن است، حذف ۲۰ تریلیون تومان یارانه در سال اول و حذف ۲۰ درصد یارانه طی سال نخست گواه صحت این محاسبه است.

استاد دانشگاه اصفهان تصریح كرد: معتقدم ظرفیت اقتصاد ایران توان تحمل گاز غیر یارانه ای " هر متر مكعبی ۴۸۳ تومان " را ندارد چرا كه تولید فولاد یا دیگر صنایع با گاز متر مكعبی ۸۰ تومان توجیه اقتصادی ندارد، برای مصارف خانگی نیز این امر به منزله ۲۳ برابر شدن قیمت گاز تلقی می شود كه پرداخت این حجم هزینه گاز خانگی برای هیچ یك از طیف های درآمدی قابل تحمل نیست.

وی تأكید كرد: هزینه احداث نیروگاه گازی نصف هزینه نیروگاه سیكل تركیبی و هزینه تولید برق با نیرو گاه گازی دو برابر نیروگاه سیكل تركیبی برآورد می شود و این در حالی است كه در ایران به سبب هزینه احداث ارزان نیروگاه گازی، نیروگاه های متعدد گازی احداث شده اند.

وی متذكر شد: در صورت حذف یارانه گاز بر اساس ارزش حرارتی نفت و فرض اینكه گاز ارزان است همه نیروگاه های گازی كشور تعطیل خواهند شد، در چنین شرایطی تبدیل نیروگاه های گازی به سیكل تركیبی، تنها راه گذر از بحران پیش رو تلقی می شود كه تحقق این امر نیز نیاز به ۱۰ سال زمان خواهد داشت.

ادیب گفت: در مجموع توسعه مصرف گاز در ایران بر پایه گاز رایگان تحقق یافته و حذف یارانه گاز بر اساس ارزش حرارتی نفت، عمده مصرف كنندگان را از مصرف منصرف خواهد كرد.

وی تصریح كرد: حذف یارانه گاز بر اساس ارزش حرارتی نفت، اقتصاد ایران را در وضعیت فلج كننده قرار خواهد داد و تا ۱۵ سال آینده تحقق حذف گاز یارانه ای امری عملی تلقی نمی شود اما حذف یارانه انرژی بر اساس گاز متر مكعبی ۶۹ تومان ممكن و عملی است.

وی خاطرنشان كرد: نوع برنامه ریزی دولت گواه تحقق آن در كمتر از دو سال و اشكال مصوبه مجلس در مورد لایحه هدفمند كردن یارانه ها، تصویب كلیات طرح بدون مشخص كردن قیمت نفت خام و گاز تلقی می شود.

www.efeh.com

230 هزار ميليارد تومان نقدينگي كشور است

وزير اقتصاد و دارايي:
230 هزار ميليارد تومان نقدينگي كشور است

 وزير اقتصاد و دارايي با اشاره به اينكه 230 هزار ميليارد تومان نقدينگي كشور است، گفت: رشد اين نقدينگي به ميزان سال گذشته بوده و حدود 20 درصد رشد داشته است و بايد با اين حجم، اقتصاد را مديريت كنيم.


به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، سيد شمس‌الدين حسيني در سي‌وهفتمين اجلاس شوراي عالي استان‌ها كه صبح امروز در ساختمان قديم مجلس شوراي اسلامي برگزار شد، اظهار داشت: كشور وارد مرحله‌اي از تكليف و تنظيم امور اقتصادي شده است كه براي گام برداشتن در اين طرح بايد اصلاح ساختار اقتصادي صورت گيرد.

وي با اشاره به اينكه بايد ساختارهاي اقتصادي ايران متحول شود، افزود: به همين علت اين طرح، طرح تحول اقتصادي نام‌گذاري شده است.

حسيني خاطرنشان كرد: در اصلاحات ساختار، ما نيازمند آگاهي، همياري و پشتيباني مردم هستيم لذا كساني كه جايگاه و تريبون با مردم دارند مي‌توانند در اجراي هرچه بهتر اين طرح ملي كمك كنند.

وزير اقتصاد و دارايي با اشاره به اينكه مهمترين مسئله اجتماعي، همكاري مردم است، بيان داشت: متأسفانه هنگام اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها يك حجم رسانه‌اي موجب مشوش شدن اذهان عمومي شده است.

وي در ادامه از شوراها به علت ارتباطي كه با مردم دارند درخواستي داشت و گفت: در طرح هدفمند كردن يارانه‌ها و اجراي آن كمك كنند و اذهان عمومي را از مزاياي و ضرورت اين طرح ملي روشن كنند.

حسيني افزود: تا به سرانجام رسيدن طرح هدفمند كردن يارانه‌ها حتماً با كاستي‌هايي مواجه مي‌شويم ولي با همكاري مي‌توان اين كاستي‌ها را به صورت كامل برطرف كرد و اين طرح در جهت عدالت است و خداوند نيز از آن حمايت مي‌كند.

وزير اقتصاد و دارايي در ادامه اين اجلاس به سياست‌هاي كلي اصل 44 پرداخت و گفت: هنگامي كه بنگاه‌هاي عمومي دولتي وارد شده‌اند راه را براي حضور بنگاه‌هاي غيردولتي تنگ كردند و اين سبب شد رشد اقتصادي در بخش‌هاي مختلف كُند شود.

وي در ادامه افزود: فروش بيشتر نفت و تبديل دلار به ريال به معناي افزايش نقدينگي است و اين موضوع موجب افزايش تورم مي‌شود و افزايش تورم نيز به معناي افزايش قيمت‌هاست.

حسيني خاطرنشان كرد: مقام معظم رهبري با توجه به صراحت و ظرفيتي كه در متن اصل 44 قانون اساسي وجود داشت خواستار اين شدند كه مجلس تشخيص مصلحت نظام اين اصل را تفسير كند و مقام معظم رهبري اين متن را چندين بار اصلاح كردند.

وزير اقتصاد و دارايي بيان داشت: تا آنجايي كه كار را به دست مردم و بخش‌هاي دولتي مي‌توان گذاشت، دولت نبايد وارد نشود و اگر قرار باشد تمام كارها به دست دولت صورت گيرد بايد بودجه بيشتري نيز صرف شود.

حسيني تأكيد كرد: به همان ميزان كه در دولت اصل 44 توجه شده اين دغدغه در شهرداري‌ها به مراتب كمتر است و گويي كه اصل 44 به آنها اصلا ابلاغ نشده است.

وي از شوراي شهر درخواست كرد: با تدوين اصول اين اصل در شهرداري‌ها بايد شهر را سبك كرد و قطعاً يكي از راه‌هايي كه بايد انجام داده شود، سبك‌سازي و كوچك‌سازي شهر است.

وزير اقتصاد و دارايي در ادامه در خصوص ماليات بر ارزش افزوده گفت: فرق ماليات بر مصرف با ماليات بر توليد اين است كه ماليات بر توليد انگيزه سرمايه‌گذاري را كم مي‌كند ولي ماليات بر مصرف چنين كاري را انجام نمي‌دهد.

حسيني بيان داشت: 50 درصد سبد مصرفي عموم خانوار‌ها و 70 درصد تبعات متوسط و رو به پايين از اين ماليات معاف هستند.

وزير اقتصاد و دارايي خاطرنشان كرد: لوكس‌ترين بخش‌هاي جامعه در مقابله با ماليات بر ارزش افزوده چه فشارهايي كه درست نكرده‌اند و چه مخالفت‌هايي كه نداشتند.

حسيني تصريح كرد: قانون ماليات بر ارزش افزوده سريع‌تر و وسيع‌تر انجام مي‌شود و منابع شهرداري‌ها نيز با اجراي آن تقويت خواهد شد.

وي در خصوص هدفمند كردن يارانه‌ها گفت: هدفمند كردن يارانه‌ها يكي از محور‌هاي 7 گانه طرح تحول اقتصادي است.

حسيني بيان داشت: حدود يك سوم درآمد‌هاي كشور را آشكار و پنهان يارانه مي‌دهيم،‌ 8 درصد يا كمتر از يك دهم درآمد كشور را ماليات اخذ مي‌كنيم.

وي با اشاره به اينكه بهره‌وري در كشور ما يك سوم متوسط دنياست، گفت: اين مسير گذشته پرداخت يارانه‌ها موجب پيشرفت و عدالت نمي‌شود و بايد هرچه سريعتر اصلاح مي‌شد.

وزير اقتصاد و دارايي بيان داشت: ما به جاي اينكه ماليات را بر مصرف ببنديم، يارانه را بر مصرف بسته‌ايم و برطرف كردن اين مشكل موجب ناراحتي بخشي از افراد شده است.

وي در پايان بيان داشت: حداقل 4 دهك جامعه با هدفمند شدن يارانه‌ها در وضعيت بهتري به سر خواهند برد.

تورم روزهاي اخير به دليل افزايش نقدينگي است نه هدفمند كردن يارانه ها

يك اقتصاددان:
تورم روزهاي اخير به دليل افزايش نقدينگي است نه هدفمند كردن يارانه ها
 

يك اقتصاددان گفت: درست پس از مطرح شدن لايحه هدفمند كردن يارانه، قيمتها در حال افزايش است و شماري آن را به لايحه هدفمند كردن يارانه نسبت مي دهند در حالي كه حتي اگر اين لايحه مطرح نشده بود، رشد حجم اسكناس به موج جديدي از افزايش قيمت منجر مي شد.


 

محمدحسين اديب اظهارداشت: به صورت ضعيف اما قابل تشخيص، موج جديدي از افزايش قيمتها در اقتصاد كلان مشاهده مي شود كه گروهي اين فرآيند را به تقويت انتظارات تورمي جامعه در عكس العمل طرح هدفمند كردن يارانه ها ارزيابي مي كنند.
عضو هيأت علمي دانشگاه اصفهان در اين ارتباط گفت: رشد نقدينگي تا پايان تيرماه سال‌جاري 7/5 درصد اعلام شد، اما معاون اقتصادي بانك مركزي اظهارداشت كه رشد نقدينگي تا پايان شهريور 27 درصد بوده است؛ به عبارت ديگر، نقدينگي طي دو ماه مرداد و شهريور 3/21 درصد رشد داشته است.
وي افزود: به عبارت ديگر، نقدينگي در پايان شهريور به 241 هزار ميليارد تومان افزايش يافته و يا نقدينگي فقط طي 6 ماه اول سال‌جاري 51 هزار ميليارد تومان افزايش يافته است.
اديب اضافه كرد: نقدينگي طي 6 ماه گذشته به اندازه 56 درصد نقدينگي در سال 84، افزوده شده است.
وي ادامه داد: براساس عملكرد نظام بانكي طي 4 سال گذشته به ازاي يك واحد اسكناس جديد 2/7 درصد نقدينگي رشد مي كند. بر اين اساس رشد 51 هزار ميليارد توماني نقدينگي، به مفهوم چاپ 7 هزار و 83 ميليارد تومان اسكناس جديد است.
اين استاد دانشگاه در رابطه با علت چاپ اسكناس جديد گفت: 3 هزار و 500 ميليارد تومان از اسكناس جديد، در ارتباط با خط اعتباري گشايش يافته براي طرح مسكن مهر است كه از طريق تزريق پول پر قدرت انجام مي شود.
وي افزود: طي 6 ماه گذشته 44 درصد حجم اسكناس افزايش يافته است كه تأمل برانگيز ارزيابي مي شود.
اديب اضافه كرد: موج تورمي سال 86 و بهار 87 به سبب رشد 27 درصدي نقدينگي در سال 86 بود، موج سنگين افزايش قيمت مسكن در اين دوره از تبعات افزايش حجم نقدينگي بود.
اين استاد درس اقتصاد جهان سوم افزود: اما در سال‌جاري، فقط طي 6 ماه به اندازه 12 ماه سال 86 نقدينگي رشد كرده است. در صورت تداوم رشد نقدينگي در 6 ماهه دوم مساوي با 6 ماه اول تورمي با پتانسيل 2 برابر سال 86 و بهار 87 ايجاد مي شود.
وي اضافه كرد: روند جديد افزايش قيمتها در بازار ناشي از تقويت انتظارات تورمي در جامعه به سبب لايحه هدفمند كردن يارانه نيست، موج جديد افزايش قيمتها به سبب افزايش 44 درصدي حجم اسكناس است.
اديب ادامه داد: اگر اتفاق خاصي رخ ندهد، موج جديد رشد نقدينگي با تأخير 6ماه در بخش مسكن، به صورت افزايش قيمت خود را نشان خواهد داد.
وي افزود: در طي تاريخ نظام پولي ايران هرگز حجم اسكناس طي 6 ماه، رشد 44 درصدي را تجربه نكرده است. موج جديد افزايش قيمت در راه است.
اين اقتصاددان گفت: نقدينگي جديد به سمت بخش مسكن هدايت مي شود، كاهش قيمت مسكن به اين سبب بود كه همه از خريد خودداري مي كردند چون انتظار داشتند كه قيمتها در آينده كاهش يابد. افزايش 44 درصدي حجم اسكناس، وضعيت جديدي ايجادمي كند كه همه دست به خريد مي زنند چون انتظار دارند قيمتها افزايش يابد.
وي افزود: رشد 44 درصدي تقاضاهاي پشت خط براي مسكن را فعال مي كند.
اديب گفت: ارزيابي مجدد سياست جديد پولي كشور كه بر خلاف سياستهاي انقباضي سال 87 است، اجتناب ناپذير شده است.شاكله و انضباط فكري سياستهاي پولي جديد در جهت مخالف سياستهاي پولي گذشته است.
وي اضافه كرد: موج جديد افزايش قيمتها، استعداد بد فهميده شدن دارد. درست پس از مطرح شدن لايحه هدفمند كردن يارانه، قيمتها در حال افزايش است و شماري آن را به لايحه هدفمند كردن يارانه نسبت مي دهند در حالي كه حتي اگر اين لايحه مطرح نشده بود، رشد حجم اسكناس به موج جديدي از افزايش قيمت منجر مي شد.
اين اقتصاددان در رابطه علت چاپ 44 درصدي اسكناس در سال‌جاري گفت: به ظن قوي، انگيزه اصلي پايان دادن به ركود با اتخاذ سياستهاي انبساطي بوده است. در وضع موجود ركود به رشد بيكاري دامن مي زند و تورم هزينه ايجاد اشتغال است.
وي ادامه داد: سياست انبساطي پولي ضد اشتغال ارزيابي مي شود. براي پايان دادن به ركود سياست انبساطي جزئي از راه حل است و نه جزئي از مشكل.
اديب گفت: توصيه مي شود بين زمان تصويب لايحه هدفمند كردن يارانه و اجراي آن فاصله زماني ايجاد نشود. اگر لايحه در پايان آذرماه به تصويب نهايي برسد و از اول فروردين 88 اجرا شود، مردم در فرصت سه ماهه با پيش بيني آثار تورمي لايحه هدفمند كردن،‌ قيمتها را افزايش خواهند داد و ممكن است به ازايي كه حذف يارانه تورم ايجاد مي كند در زمستان و قبل از اجرا تورم ايجاد شود.
وي افزود: نبايد جدول زماني افزايش قيمتها ناشي از حذف يارانه اعلام شود و مدتي بعد يارانه ها كاهش يابد.
اين استاد دانشگاه اصفهان اظهارداشت: اتخاذ سياست انبساطي پولي قبل از لايحه هدفمند كردن يارانه پيامدهاي خاص خود را دارد و به تشديد و متورم شدن انتظارات تورمي مردم مي انجامد.
وي اضافه كرد: با شاخص اكونوميست قيمت كالاي صنعتي در منطقه دلار 39 درصد طي سه ماه گذشته افزايش يافته است، ايران با يك تورم وارداتي در چنين سطحي طي دو ماه آينده روبرو مي شود، جمع تجمعي سه مولفه: تورم وارداتي، تورم ناشي از رشد نقدينگي و تقويت انتظارات تورمي برگرفته از لايحه هدفمند كردن يارانه، تئوريسينهاي نظام پولي و نظريه پردازان در اين حوزه را به ارزيابي مجدد سياستهاي پولي جديد دعوت مي كند.
اديب در پاسخ به اين سئوال چرا رشد نقدينگي در كشوري مثل لبنان به تورم منجر نمي شود ولي در ايران مولد تورم است گفت: در صورتي كه رشد نقدينگي با رشد عرضه سازگار باشد، تورم ايجاد نمي شود. در سال 85 نقدينگي 39 درصد در ايران افزايش يافت ولي نظر به اينكه در اين سال برآمده از افزايش قيمت نفت واردات به شدت افزايش يافت، رشد نقدينگي با افزايش عرضه خنثي شد و تورم حداقلي بود، اما در سال 86 در حالي كه واردات افزايش چنداني نسبت به سال 85 نداشت و يا به عبارت ديگر عرضه كالا ثابت بود،‌نقدينگي 27 درصد افزايش و اين به تورم سنگين منجر شد.
وي افزود: به عبارت ديگر، رشد نقدينگي 39 درصدي سال 85، تورم كمتري ايجاد كرد تا رشد 27 درصدي در سال 86 و اين افزايش عرضه مربوط مي شود.
اين اقتصاددان اظهارداشت: سياست انبساطي پولي همزمان با اوج گيري تورم وارداتي و در آستانه تثبيت لايحه هدفمند كردن يارانه از هارموني، شاكله و انضباط فكري برخوردار نيست.
اديب در پايان سخنان گفت: توصيه حداقلي، عدم اجراي لايحه هدفمند كردن يارانه درست در آستانه اوج تورم وارداتي است . اگر در اين خصوص اجرا براي مدت 5 ماه به تأخير بيافتد؛ آثار‌ تورم وارداتي در اقتصاد ايران تخليه مي شود و پس از آن با اجراي لايحه هدفمند كردن يارانه، تورم ايجاد شده در سطح پائين تري خواهد بود و در مجموع هاضمه تحمل جامعه ايران با تورم 15 تا 20 درصدي سازگاري بيشتري دارد تا جمع تجمعي تورم داخلي و وارداتي.

  گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس

www.efeh.com

افزایش هزینه های دولت عامل افزایش نقدینگی

افزایش هزینه های دولت عامل افزایش نقدینگی
محمد قلی یوسفی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی طی گفتگویی با بیان اینکه تورم فرآیند بلند مدتی است که طی آن قیمت تمام کالاها و خدمات افزایش می یابد، خاطر نشان کرد: آنچه ما در واقعیت در مورد تورم می بینیم با آمارهای رسمی بانک مرکزی تفاوت دارد. 

وی با اشاره به اینکه آمارهای بانک مرکزی در مورد تورم از بررسی اقلام معینی بدست می آید، افزود:  آنچه مردم در زندگی روزمره با آن سرو کار دارند در محاسبات بانک مرکزی نمی گنجد. 

یوسفی با تاکید بر اینکه نرخ واقعی تورم بیشتر از نرخی است که در گزارش بانک مرکزی اعلام می شود، اظهارداشت: تورم در کشور ریشه در سالهای گذشته دارد و به زمانی باز می گردد که سازمانها، ارگانها و نهادهای دولتی موازی به اقتضای زمان خود در کشور ایجاد شدند. 

وی ادامه داد: سیاستهای اتخاذ شده دولت باعث افزایش نقدینگی، تبدیل پول نفت به ریال و تزریق آن به جامعه و تبدیل آن به نقدینگی و در نتیجه تورم شده است. 

این اقتصاددان یکی از دلایل مهم افزایش نقدینگی در کشور را درآمدهای نفتی که دولت در اختیار دارد، عنوان و افزود: با توجه به این امر دولتمردان برای تبدیل پول حاصل از فروش نفت به ریال وسوسه می شوند. وی همچنین افزایش هزینه های دولتی، عمومی، فرهنگی و مذهبی را باعث افزایش نقدینگی در کشور دانست و تصریح کرد: این امر نیز تورم را ایجاد می کند. 

یوسفی انعطاف ناپذیری عرضه و افزایش نقدینگی را دو عامل مهم و اصلی تورم ذکر کرد و گفت: انعطاف ناپذیری عرضه ناشی از کم بودن تمایل به سرمایه گذاری مولد و تولیدی در کشور است، این در حالی است که سرمایه گذاری خارجی نیز در کشور انجام نشده یا سرمایه گذاری خارجی که منجر به تولید شود، کم است. 

وی ادامه داد: سرمایه گذاری ها بیشتر به سمت فعالیتهای تجاری گرایش دارد که این امر به نوبه خود باعث ایجاد تورم در کشور می شود. 

عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه حضور دولت در اقتصاد ایران گسترده است، افزود: این حضور تنها به دولت محدود نمی شود، بلکه حاکمیت کشور را نیز شامل می شود، این در حالی است که دیگر وجود نهادهای موازی که زمانی به اقتضای ضرورت در کشور ایجاد شده بود، ضروری نیست، زیرا هزینه ها را افزایش داده و نقدینگی و تورم را دامن می زند. 

وی با تاکید بر اینکه دولت برای کنترل نقدینگی در ابتدا باید هزینه ها را کاهش دهد، گفت: کارآیی در هزینه ها، بهره وری ارگان ها و دستگاه های دولتی، واگذاری فعالیتهای تولیدی دولتی به بخش خصوصی و خارج شدن دولت از فعالیتهای تصدیگری و پرداخت به فعالیتهای حاکمیتی و در نتیجه کاهش حجم نقدینگی باعث کاهش نقدنیگی می شود. 

یوسفی بر اتخاذ سیاستها و استراتژی های بلندمدت و پیگیری آنها، جذب سرمایه های خارجی و افزایش تولید تاکید کرد و گفت: اقتصاد کشور نیازمند دگرگونی در سیاستها است، به نحوی که باید برای آینده برنامه های بلندمدت ترسیم کرد، در حالی که سیاستهای فعلی تنها وضع موجود را در نظر می گیرد.

www.efeh.com

وزن پول در ترازوي خوشبختي؟

وزن پول در ترازوي خوشبختي؟

این شعاری خسته كننده نیست، چون روان شناسان نیز تایید كرده اند كه فقط با پول نمی توان خوشبخت بود. آنها ثابت كرده اند كه عوامل زیادی در شادی نقش دارند و تاكنون 60 عامل اساسی را كشف كرده اند؛ عواملی مثل دوستی، احساس احترام، اعتماد به نفس، خدمت به دیگران، پایگاه اجتماعی مناسب و همسر دلخواه، هرچند به باور آنها پول هم در زمره این عوامل قرار دارد ولی هرگز رتبه ای بهتر از چهاردهم به دست نمی آورد.

روان شناسان می گویند، فقر و ناكامی افراد را افسرده و ناشاد می كند اما وقتی میزان درآمدشان بالا می رود، لزوما شادی و نشاطشان بیشتر نمی شود. این در حالی است كه تحقیقی جدید نشان داده كه پول می تواند به عنوان یك داروی ضدافسردگی عمل كند یعنی جلوی نگرانی، اندوه و استرس ها را بگیرد ولی این كه پول به طور دائم شادی آفرین باشد، چیزی است كه هرگز ثابت نشده است.

هر شادی ای قیمتی دارد

خوشبختی را در هیچ فروشگاهی نمی فروشند پس خودمان باید دست به كار تولیدش شویم اما اگر تا به حال فكر می كردیم كه لزوما پول ما را به سمت خوشبختی می برد، حالا می دانیم كه در اشتباه بوده ایم. شاید مرور نتایج یك تحقیق جدید در این رابطه نیز به ما كمك كند. چندی قبل دانیل كانمان، روان شناس دانشگاه پرینستون و برنده نوبل اقتصاد سال 2002 با اعلام نتایج تحقیقاتش نشان داد كه پول نمی تواند برای ما عشق بخرد اما اگر درآمد بالایی نداشته باشیم، می تواند ما را شاد كند.

وی روی هزار آمریكایی مطالعه كرد و به این نتیجه رسید كه میزان افزایش شادی با سطح درآمد افراد در خطی موازی قرار دارند، با این شرط كه فرد سالی 75 هزار دلار درآمد داشته باشد. كانمان در این پژوهش از افراد خواست تا هر روز میزان شادی خود را براساس تجربه احساسات مختلف مثل رضایت، ناراحتی، نگرانی و لذت تعیین كنند و پس از آن براساس میزان رضایت خود از زندگی، امتیازی از صفر تا 10 به خود بدهند.

او به نتایج جالب توجهی رسید و دریافت میزان رضایت از زندگی به صورت ثابتی با افزایش درآمد افزایش پیدا می كند، شادی نیز با افزایش درآمد بیشتر می شود اما به شرطی كه درآمد از سالی 75هزار دلار بیشتر یا كمتر نباشد. این در حالی است كه برای افرادی كه بیش از این مقدار درآمد دارند، میزان شاد بودن به عوامل دیگری بستگی دارد. كانمان سرانجام به نتیجه جالب دیگری نیز دست یافت و اعلام كرد كه بحران های عاطفی ناشی از تجربیات منفی مثل طلاق یا ابتلا به بیماری در كنار فقر تشدید می شود. یعنی شاید پول نتواند شادی را برای فرد به ارمغان بیاورد اما بی پولی به طور قطع با دردها و بحران های عاطفی در ارتباط است.

خوشبختی در كاسه سرمان است

آنهایی كه می گویند با پول می شود تا حدی خوشحال بود، بیراه نمی گویند چون وقتی ثروت می تواند گرهی از كار ما باز كند، معلوم است كه خوشحالی به دنبالش می آید. البته پول داشتن همه چیز نیست، چون اصولا هیچ چیز مطلقی در دنیا وجود ندارد ولی آنچه از همه مهم تر است، این است كه بدانیم خوشبختی جایی نیست جز در كاسه سر ما.

دكتر غلامرضا علیزاده، جامعه شناس و مدرس دانشگاه می گوید: آخرین مطالعاتی كه در ایران انجام شده، نشان می دهد مردم روستایی احساس خوشبختی بیشتری نسبت به جمعیت شهرها دارند؛ این در حالی است كه مردم شهرها و روستاها از نظر سطح درآمد و امكانات زندگی تفاوت زیادی با هم دارند. به باور وی، این مساله نشان می دهد كه داشتن پول، شرط لازم برای خوشبختی است ولی شرط كافی به حساب نمی آید.

وی به «جام جم» می گوید: خوشبختی باید درون كاسه سر ما باشد اما گاهی وقت ها احساس می كنیم كه با فراهم كردن پول و امكانات زندگی به خوشبختی می رسیم؛ در حالی كه خانه های بسیاری از ما امروز به محل تجمع اسباب و اثاثیه ای تبدیل شده كه روزی فكر می كردیم باعث خوشحالی مان خواهند شد ولی حالا احساس خفگی و دلتنگی را در ما تشدید می كنند.

پولدارها خوشبختند؟

نگاه كردن از دور به خانواده ای كه از پشت شیشه های بالا كشیده ماشینی آخرین مدل، خوشحال به نظر می رسند خیلی از بیننده ها را به آه كشیدن می دارد. وقتی پس از كلی روی پا ایستادن كنار خیابان حتی یك تاكسی قراضه هم برای رسیدن به مقصد گیرت نیامده و در آن لحظه هم همان ماشین آخرین مدل و سرنشینانش با سرعت بالایشان گرد و خاك را به چشم و گلویت می فرستند، دیگر ایمان می آوری كه پول اگر نگهداری اش هم دردسر داشته باشد، لااقل این مزیت را دارد كه دغدغه رفت و آمد را نداشته باشی.

گذشتن از كنار مغازه های لوكس با ویترین هایی كه اجناس بسیار گران را به نمایش گذاشته اند ولی تو با دیدن قیمت ها كمی سبك و سنگین می كنی و می بینی كه با حقوق یك ماهت شاید فقط بتوانی چند جنس كوچك تزئینی را بخری، دوباره ممكن است بغضت را بتركاند و آه حسرت را از گلویت بیرون بریزد 

دیدن آنهایی كه به خاطر داشتن پول مدام رخت سفر به تن دارند یا با آدم هایی خاص رفت وآمد می كنند یا به خاطر احترامی كه میان مردم دارند، كارهایشان سریع تر از بقیه راه می افتد هم می تواند احساساتی مشابه ایجاد كند. وقتی ما به خاطر دیدن داشته های دیگران و مقایسه آن با نداشته های خودمان بغض می كنیم و افسوس می خوریم، اولین حسی كه دچارش می شویم، حس بدبختی است. البته شاید این حس كمی طبیعی باشد، چون به هر حال همه آدم ها با نسبت متفاوت ، زندگی در رفاه را دوست دارند. این نكته هم بسیار مهم است كه برخلاف باور بعضی ها فقر و نداری نه تنها موجب فخر نیست اگر در كنار عوامل ناخوشایند دیگر قرار بگیرد، معنایی جز تشدید بدبختی ندارد.

خوشبختی را تمرین كنیم

پس اگر پول فقط شرط لازم خوشبختی است و برای شاد بودن به تنهایی كفایت نمی كند، باید دنبال چیزهایی بود تا به ما یاد بدهند برای خوشبخت بودن باید دست به تكرار و تمرین زد. البته كسی در زندگی به خوشبختی می رسد كه خودش دنبال آن باشد، چون كسی كه فكرش گرد داشتن زندگی خوب نمی گردد، هیچ وقت به خوشبختی نمی رسد؛ چون هرگز شاد بودن و شاد كردن دیگران، گمشده اش نبوده اند.

ولی ساختن زندگی ای كه خروجی اش چیزی جز احساس لذت و خوشبختی نیست، واقعا زیباست. چنین خانواده هایی نیز ویژگی هایی دارند كه می توان با شاخص قرار دادن این ویژگی ها فهمید كه آدم های اطراف ما و حتی خودمان تا چه حد خوشبخت هستیم.

علم روان شناسی می گوید، یكی از مهم ترین مشخصه های خانواده خوشبخت، خوش اخلاقی، خوش خلقی و خوش رفتاری در میان اعضای آن است؛ یعنی آدم هایی كه در بدترین شرایط هم می توانند عصبانیت خود را كنترل كنند و اگر عصبانی شدند پا را از مرز احترام فراتر نگذارند. همكاری، همفكری و هماهنگی نیز رمز بقای خانواده خوشبخت است، بویژه آن كه هنگام بروز مشكلات این هماهنگی بیشتر و با صبر و حوصله برطرف شود.

در میان اعضای خانواده خوشبخت الفاظ خودخواهانه نیز رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و در قبال یكدیگر احساس مسوولیت می كنند. خانواده خوشبخت با هدف و برنامه ریزی پیش می رود، در حالی كه اعضای آن به هم اعتماد دارند و از اعتماد هم سوءاستفاده نمی كنند.

آدم های خوشبخت همیشه همراه یكدیگرند و هرگز در مهمانی ها و كارهای مربوط به خانه تنها ظاهر نمی شوند، چون اعتقاد دارند كه همدلی و همفكری شرط بقای خانواده است. آنها مرتب از اوضاع نیز شكایت نمی كنند و دیگران را نیز مقصر موفق نبودنشان نمی دانند، بلكه می كوشند برای آینده ای بهتر طرحی نو بریزند. 

اعضای یك خانواده خوشبخت به سلامت جسم و روان یكدیگر نیز اهمیت می دهند و اگر مشكلی پیش آمد، در كنار هم می مانند. آنها چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند و دیكتاتوری، زور و قدرت طلبی بر خانواده شان غلبه ندارد. زن و شوهر در چنین خانواده ای به خاطر همدیگر زندگی می كنند، یعنی اول خود و بعد دیگران، در حالی كه زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... نیز ادامه پیدا نمی كند. چنین زوج هایی خود را رفیق هم می دانند نه رقیب هم، برای همین همیشه در كنار هم قرار می گیرند

www.efeh.com